امروز ۸ مارس است،
روزی که قرار بود درباره زنان حرف بزنیم
درباره قدرتشان، درباره رؤیاهایشان، درباره زندگی.
اما امسال
آسمان شهر ما آبی نیست.
دود روی تهران نشسته است.
ابرهای سیاه بالای سر خانههایی ایستادهاند که در بعضی از آنها، مادری داغدار است،زنی چشم به در دوخته و دختری که هنوز نفهمیده چرا دنیا اینقدر ناگهان سنگین شد.
امسال شاید نتوانیم جشن بگیریم.
شاید نتوانیم با خیال راحت بگوییم «روز زن مبارک».
اما اگر چیزی در این سرزمین همیشه زنده مانده،
همین زنها بودهاند.
زنهایی که میان جنگ و خاکستر ،میان خبرهای تلخ،میان دود و آژیر ، باز هم چراغ خانهای را روشن نگه میدارند.
۸ مارس امسال نه روز جشن است نه روز تبریک.
امروز فقط روز ایستادن کنار زنهایی است که با قلبی زخمی
هنوز زندگی را زنده نگه داشته اند.